آسمان نیلی من

هر شب به یاد تو ای آسمان من
اختر ز آسمان شبم دانه دانه میچینم
تا باز رسم به تو ای نیلی بهشتی دنیای کوچکم

 

من با ستاره ها راز تو بازگو میکنم هرشب
من تا فروغ سپیده تورا دعا میکنم هر دم
ای شهسوار عشق
من هر نفس به نام تو جان تازه می کنم
من هر صبا به یاد تو مو شانه می کنم

 

من هر قدم که میزنم از عشق تو
قوت به پاهای خسته و درمانده میدهم
تا باز رسم از این سرای دور
سوی سرای تو
پر میکشم گشوده بال به سویت ، بدان
این تن فدای تو
این جان به پای تو ای ساغر امید
من از نفس های تو هر دم جام مِی  خواهم
این مستی بی مِی برای تو
شب مانده ام به راه ستاره دعا کنان
چشمم به راه تو و دستم به خاک تو
من آسمان شبم را فروختم به صبح وصال
آن صبح که این تن دهد جان به پای تو

45

می وزید عطر سیب

سمت خوابهای ساده و نجیب

من به جست و جوی تو

در هوای عطر موی تو

رفت و آمد کبود گاهواره ها

زیر چتر روشن ستاره ها

تا هنوز عاشقم

تا هنوز صبر می کنم

صبر می کنم

44

با من تمام بهانه های تو بوده است ...