47

دنیا همان یک لحظه بود ...

46

تو ز دیار من آمدی 

سکوت جانم بهم زدی

شیشه ی غم به تلنگری

زدی شکستی

 

چو نغمه ای بیش و کم زدی

به دل ریشه ام تو چنگ زدی

روشنی چشمون تو

به دل نشست