42

گریه نمی کنم . نرو

آه نمی کشم . بشین

حرف نمیزنم . بمون

بغض نمی کنم . ببین ...

 

47

بی دل شده ام بهر دل تو

ساکن شده ام در منزل تو

نور دل ما روی خوش تو

بال و پر ما خوی خوش تو

ای طالع ما روی مه تو

سایه گه ما بوی خوش تو

.

.

.

.

نان بی تو مرا

زهر است نه نان

هم آب منو

هم نان منی

باغو چمنو فردوس منی

سرو و سمن خندان منی

.

.

.

.

دل می نرود سوی دگران

چون رفته باشد سوی خوش تو

ور دل برود سوی دگران

او را بکشد روی خوش تو

ای مستی ما از هستی تو

قوت گه ما جوی خوش تو

.

.

.

.

هم شاه منی

هم ماه منی

هم لعل منی

هم کان منی

خاموش شدم شرح اش تو بگو

زیرا به سخن برهان منی

.

.

.

.

سلطان منی

سلطان منی

خون در دلو جان

ایمان منی

درمانده دمی

من زنده شوم

یک جان چه بود؟

...صد جان منی